1394/09/16 |
![]() |
دانشجو اما غيررسمي |
سندوس محمدی رجوع به تجربه بسیاری از افراد از دوران دانشجویی شان نشان میدهد دانشگاه تنها در مکانهای رسمی مانند کلاس درس و کتابخانه خلاصه نمی شود، بلکه بسیاری از تجارب، دانش، شناخت و شخصیتی که آنها به دست آورده اند از مکانهای غیررسمی دانشگاه مانند بوفه، حیاط، سالنها و انجمنهای علمی نشأت میگیرد. تجربه دانشجویی در فضای غیررسمی در دانشگاههای مختلف با هم متفاوت است، اما چیزی که نمی توان منکر آن شد این است که پویایی بعضی از فضاهای غیر رسمی دانشگاهی به حدی است که در مباحث علمی و غیرعلمی نه تنها همپای فضای رسمی در حرکت هستند بلکه حتی گوی سبقت را هم از آن گرفتهاند. 16 آذر، روز دانشجو، یک روز مختص تقویم ایرانی است که با یک خاطره تاریخی پیوند خورده است؛ خاطرهای که جرقههای آن نه در فضای رسمی کلاس درس بلکه در مکان هایی رقم خورد که باید از آنها به عنوان مکانهای غیر رسمی دانشگاه یاد کرد. در حقیقت نه تنها منشا حوادث منتهی به 16 آذر، بلکه منشا بسیاری دیگر از تحرکات دانشجویی در کشور ما همین مکانهای غیر رسمی دانشگاهی هستند که روح دانشگاه در آنها جریان دارد. دانشجویی در مکانهای غیر رسمی نه یک حاشیه، بلکه یک متن جداگانه ای است که در بسیاری از موارد جایگزینی برای فضای رسمی میشود. فضای غیررسمی دانشگاه که همپای فضای رسمی در جریان است، در بعضی از موارد جایگزین آن میشود، در بعضی از موارد در تعارض با آن قرار میگیرد و جاهای دیگری هم یک مکمل جدا نشدنی از آن است. فضای غیررسمی دانشگاه پویاست «نوع رفتار و شخصیت فرد در مکانهای رسمی و غیر رسمی متفاوت است و این مساله حتی در مکانهای غیررسمی مختلف هم با هم فرق دارد. در بوفه یک نوع شیوه برخورد، در حیاط یک نوع و در سایر مکانها هم نوع دیگری است، دلیلش هم این است که برای هر کدام از این مکانها یک شیوه رفتار غالب وجود دارد.» اینها گفتههای محمد جواد 22 ساله است. او میگوید: «کل خونی که در دانشگاه جریان دارد از مکانهای غیر رسمی برمیخیزد که ایستا نیستند و هر لحظه برای دانشجو تازگی دارند و حاوی اتفاقات جدیدی هستند. برای نمونه بوفه دانشکده فقط یه مکان برای خوردن نیست بلکه جایی است که افراد در آن شعور، عقل، معرفت، هیجان و شخصیت را یاد میگیرند. اگر یک روز دلم برای دانشکده تنگ شود به طور قطع برای بوفه آن است.» سهیلا 25 ساله دانشجوی کارشناسی ارشد است و از دو تجربه متفاوتی که در دوران دانشجویی از فضای غیررسمی دانشگاه داشته است، میگوید: «تجربه اول من به زمانی باز میگردد که در مقطع کارشناسی تحصیل میکردم، در آن زمان کلاسها را میرفتم و بعد از کلاس، خوابگاه. خیلی وارد فضای غیررسمی دانشگاه نمی شدم. آن موقع تعلق زیادی به دانشگاه نداشتم ولی در تجربه دوم من از دانشگاه که به دوره دانشجویی در کارشناسی ارشد باز میگردد، شرایط فرق کرد. من بعد از کلاس زمان زیادی را در دانشگاه و در فضاهای غیررسمی مانند بوفه، حیاط، سالن و... سپری میکردم.» او تجربه حضور در این مکانهای غیررسمی را این گونه شرح میدهد: «وقتی وارد این فضاهای غیررسمی دانشگاهی میشوی میتوانی فضای حاکم بر دانشگاه را درک کنی.» الهام 22 ساله دانشجوی سال آخر رشته پژوهشگری اجتماعی است. از او در مورد دانشجویی در مکانهای غیررسمی سؤال میکنم و میگوید: « من دانشجویی در مکانهای غیررسمی را قبول دارم، فضای کلاسها در دانشکده ما خیلی خشک است و نمی توان به راحتی اظهار نظر کرد ولی در بوفه و حیاط به راحتی میتوان نظر داد و بحث کرد.» او فضای غیررسمی را فقط معطوف به بوفه و حیاط نمی داند و به حلقههای مطالعاتی، پاتوقهای دوستانه و جلسات بحث و تبادل نظر هم که در این فضا وجود دارند اشاره میکند. الهام از فضای خشک و منضبط آموزشی کشور خوشش نمی آید و در توصیف فضاهای غیررسمی دانشگاهی میگوید: «فضای غیررسمی یک فضای خشک نیست و اینکه انضباط فضای رسمی را ندارد باعث میشود فرد در آن راحت تر باشد.» او در ادامه به تجربه متفاوتش از دانشکده در ترمهای اول و ترمهای بعدتر اشاره میکند: «در ترمهای اول خجالتی بودنم و اینکه هیچ دوستی نداشتم، در کنار فضای خشک و رسمی کلاسها من را از دانشگاه زده کرده بود ولی به مرور به ترمهای سه و چهار که رسیدم و به فضای غیررسمی دانشگاه وارد شدم دوستان بیشتری پیدا کردم و حتی خجالتی بودنم هم با حضور در این فضا کمتر شد.» در حال خروج از انجمن علمی است که با او روبه رو میشویم. آریا 23 ساله عضو انمجن علمی انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی است. او تجربه خود از دانشجویی در فضاهای غیررسمی دانشگاهی را این گونه توصیف میکند: «من بیشتر وقتم را در مکانهای غیررسمی میگذرانم و حتی پیش آمده که دو هفته کلاس نرفتم ولی حتما در فضای غیررسمی دانشگاه حضور داشته ام. فضای غیررسمی دانشگاه باعث تلطیف فضای رسمی میشود و کمبودهای آن را در بسیاری از زمینهها جبران میکند. بسیاری از تصمیم گیریها و مشورتها در مورد مسائل مهم در این فضا شکل میگیرند و وارد فضای رسمی میشوند. البته در این فضا فعالیتهای تفریحی و دوستانه هم در جریان هستند.» در پایان حرف هایش در گفت و گو با آرمان به نکته جالبی اشاره میکند که بیش از هر سخن دیگری میتواند اهمیت فضای غیررسمی را نشان دهد: «دلیل اصلی تصمیمم برای ادامه تحصیل و درس خواندن برای کنکور کارشناسی ارشد، حضور و ادامه فعالیت در فضای غیررسمی دانشکده است.» تجربههایی از جنسی دیگر محمد 26 ساله دانشجوی کارشناسی ارشد است. او فضای غیررسمی دانشجویی را این گونه توصیف میکند: « کیفیت دانشجویی در این فضاها شکل صمیمی و راحت تری دارد. تکلفات و ضوابط مرسوم حاکم بر فضاهای رسمی در این فضا نمود کمتر و رفتارهای شوخ طبعانه، سرگرم کننده و متفنانه نمود بیشتری دارند.» صائب 20 ساله دانشجوی سال دوم است و تجربهاش را از دانشجویی در فضای غیررسمی این دانشگاه اینگونه بیان میکند: «به نظر من برای بسیاری از دانشجویان دانشگاه ما فضای غیررسمی دانشگاه حالت روزمره ای پیدا کرده است که در آن بحثهای معمولی جریان دارند. تجربه من از فضای غیررسمی به تجربه ام از زندگی در خوابگاه شبیه است.» او به این نکته هم اشاره میکند که این تجربه شخصی اوست و در دانشگاه آنها انجمنهای علمی و ادبی فعالی هم وجود دارند که برنامههای تئاتر و موسیقی برگزار میکنند.» او ادامه میدهد: «در دانشکده ما مسابقاتی هم برگزار میشوند که بسیاری از دانشجویان در آن حاضر میشوند. یکی از برنامههای جالب دیگری هم که در دانشگاه ما وجود دارد جشنهایی هستند که برای کمک به خیریهها برگزار میشوند. بسیاری از دوستانم در این جشنها و برنامهها حضور پیدا میکنند ولی من خودم چندان رغبتی به حضور در این فضاها ندارم.» او برای پویاتر شدن فضای غیررسمی دانشگاهش راه حلی دارد: «به نظر من فضای غیررسمی دانشگاهی میتواند پویاتر باشد. گسترش مناظرههای علمی برای افرادی مانند من که به این مباحث علاقه دارند و در کنار آن افزایش تبادل نظر سیاسی برای بسیاری از افراد دیگر که به این حوزه علاقه دارند میتواند باعث شود فضای غیررسمی دانشگاه ما پویاتر از این باشد.» انتهاي پيام/ |